آن پایین را میبینی؟
آنجا دنیای من است...
هر کدام از نقطههایی که میبینی، زمینیست که شاید در آن عدهای گرم کار باشند.
در نقطه کناری، مردمی هستند که سعی میکنند یک جوری دخلشان را به خرجشان برسانند.
آن طرفتر عدهای دیگر مشغولند، تا بتوانند خرجشان را با دخلشان مناسب کنند!
کمی آن طرفتر انگار یک عده میان غلغلهای ناتمام، به دنبال یک دقیقه فرصت نفسکشیدناند، اگر یادشان نرفتهباشد.
اما اینجا، بالای این مرز سفید ابری، چقدر همه چیز متفاوت است...
اینجا، در میان این آبی لاجوردی، خبری از آن نقطههای در خیال خودشان به وسعت زمین نیست.
اینجا همه آمده اند، تا نفس بکشند، به پیش روند، و خستگیشان را با شستن صورتشان در تکههای پنبهای زیر پایشان به در برند.
کاش آسمان، همه جا همین رنگ بود...
برچسب:
نویسنده: نیما حبیبی
تاريخ: جمعه
17 دی
1395 ساعت: 23:15